سهمین
لغت نامه دهخدا
سهمین. [ س َ ] ( ص نسبی ) ترسناک. سهمگین:
دگر دید دشتی همه کند مند
در آن شهر سهمین درختی بلند.اسدی.
جمله سازی با سهمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نوری ابو سهمین (۲۰۱۴–۱۶)(رئیس کنگره ملی لیبی)
💡 در محاسبات فقهی مربوط به میراث، گاهی از اصطلاح سهمین برای بیان نسبتهای مشخص و تقسیمبندی دقیق داراییهای متوفی استفاده میشود.
💡 او که در زمینه قوانین ارث تخصص داشت، نحوه محاسبه سهمین را در پروندههای پیچیده حقوقی به بهترین شکل ممکن توضیح داد.
💡 تقسیم داراییها بر اساس قواعد سهمین، نیازمند دقت بسیار بالا و دانش عمیق در زمینه فقه و قوانین مربوط به ارث است.