سه ده

لغت نامه دهخدا

سه ده. [ س ِ دِ ] ( اِخ ) از بلوکات ناحیه ٔگلپایگان عده قرای آن سه و جمعیت آن در حدود 3600 تن است. مرکز آن قودجان. حد شمالی پشت کوه شرقی عربستان ( خوزستان )، جنوبی خوانسار و غربی که فریدن است. مساحت آن ده فرسخ است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ).، سهده.[ س َ دَ ] ( ع ص، اِ ) قابل اعتماد از سخن و جز آن. یقال: مارایت منه سهدة؛ ای امر اعتمد علیه من کلام او خبر. || ( اِمص ) بیداردلی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

از بلوکات ناحیه گلپایگان عده قری سه
قابل اعتماد از سخن و جز آن بیدار دلی

جمله سازی با سه ده

💡 ز خسرو گذشته سه ده سال راست که شاهی و ایوان سراسر تو راست

💡 سه ده مرد از لشکر دیو زاد بکشت وبیامد به میدان ستاد

💡 سه ده بر به سال هزار و دویست که بر خاکیان آسمان می گریست

💡 وز سه ده ساله عارفان تمام میگریزی چو از عقاب حمام!

💡 عدد دوازده میلیون و چهار هزار و نهصد و پنجاه ممیز سه ده‌هزارم