لغت نامه دهخدا
سه ده. [ س ِ دِ ] ( اِخ ) از بلوکات ناحیه ٔگلپایگان عده قرای آن سه و جمعیت آن در حدود 3600 تن است. مرکز آن قودجان. حد شمالی پشت کوه شرقی عربستان ( خوزستان )، جنوبی خوانسار و غربی که فریدن است. مساحت آن ده فرسخ است. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ).، سهده.[ س َ دَ ] ( ع ص، اِ ) قابل اعتماد از سخن و جز آن. یقال: مارایت منه سهدة؛ ای امر اعتمد علیه من کلام او خبر. || ( اِمص ) بیداردلی. ( منتهی الارب ).