سنگ سای

مترادف‌ها

سنگ آسیاب

لغت نامه دهخدا

سنگ سای. [ س َ ] ( نف مرکب ) سنگ ساینده:
گهی جانور بُد رونده ز جای
بسینه زمین در بتن سنگسای.اسدی.زهر بقعه شدندی سنگ سایان
بماندندی در او انگشت خایان.نظامی.

فرهنگ فارسی

سنگ ساینده

جمله سازی با سنگ سای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کُهی جانور بُد رونده ز جای به سینه زمین در به تن سنگ سای

💡 در گذشته‌های دور، زنان از سنگ سای برای آسیاب کردن غلات و تهیه آرد برای پخت نان‌های خانگی استفاده می‌کردند.

💡 صدای سنگ سای در صبح زود، یادآور دوران قدیمی و زندگی ساده‌ای بود که مردم در روستاها با آن سپری می‌کردند.

💡 برای تهیه ادویه‌های تازه و خوش‌عطر، استفاده از یک سنگ سای قدیمی و با کیفیت بسیار بهتر از دستگاه‌های برقی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران