لغت نامه دهخدا
سنگ راه. [ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً حائل و مانع از چیزی. ( آنندراج )( از مجموعه مترادفات ص 228 ). مزاحم. مانع. انگل. ( ناظم الاطباء ). || متعرض راه. ( آنندراج ).
سنگ راه. [ س َ گ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً حائل و مانع از چیزی. ( آنندراج )( از مجموعه مترادفات ص 228 ). مزاحم. مانع. انگل. ( ناظم الاطباء ). || متعرض راه. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگردد تیرباران ملامت سنگ راه من نیستان کی برون از عهده این شیر میآید
💡 عاشقان را سختی ایام سنگ راه نیست چون شرر از سنگ می آید برون جویای تو
💡 اگر چه بی بروپالی است سنگ راه عروج دل شکسته به آن دلستان رساند مرا
💡 سنگ راه هیچکس تحصیل جمعیت مباد قطرهٔ بیتاب ما گوهر شد و دلتنگ ماند
💡 از گرانی سنگ راه مشتری گردیده ای خویش را گر بشکنی بازار پیدا می شود