لغت نامه دهخدا
( سندیة ) سندیة. [ س ِ دی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث سندی.
سندیه. [ س َ دی ی َ ] ( اِخ ) قریه ای است به بغداد در ساحل نهر عیسی. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ). نسبت بدان سندوانی باشد.
( سندیة ) سندیة. [ س ِ دی ی َ ] ( ع ص ) تأنیث سندی.
سندیه. [ س َ دی ی َ ] ( اِخ ) قریه ای است به بغداد در ساحل نهر عیسی. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ). نسبت بدان سندوانی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از سال ۲۰۱۳ مربی دو و میدانی، کالج سندیه گو میباشد.