سنان کش

لغت نامه دهخدا

سنان کش. [ س ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) سنان کشیده. سنان دراز:
دیوان میغرنگ سنان کش چو آفتاب
کز نوک نیزه شان سر کیوان زبان کشید.خاقانی. || نیزه که سنان بر آن تعبیه کرده باشند. ( آنندراج ):
گویند که بود تیر آرش
چون نیزه عادیان سنان کش.نظامی.سنان کش یکی نیزه سی ارش
به آب جگر یافته پرورش.نظامی.

فرهنگ فارسی

سنان کشیده. سنان دراز

جمله سازی با سنان کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون در اسد رسیدی چون سنبله سنان کش از ضربت الف سان کردی چو سین و دالش