«سمیدع» واژهای عربی است که بیشتر بهصورت صفت به کار میرود و معنای شخصیتی مثبت و ستوده دارد. این کلمه به شخص بزرگمنش و جوانمردی اطلاق میشود که نرمخو، نیکسرشت و بسیار خیرخواه است. در توصیف اخلاقی، «سمیدع» نشاندهنده بزرگی روح، کرم، شجاعت و مروّت در رفتار فرد است. همچنین به مردی دلاور و شجاع گفته میشود که در موقعیتهای دشوار، استواری و جسارت نشان میدهد. از جنبه عملی، این واژه به کسی اطلاق میشود که در انجام کارها و رسیدن به نیازها و مقاصد خود چالاک و کاردان است. در برخی کاربردهای اسمی، «سمیدع» به معنای گرگ آمده که نماد قدرت، هوشیاری و درندگی است. همچنین در متون کهن، این واژه گاه به شمشیر اطلاق شده که اشارهای نمادین به برندگی و توان رزمی دارد.
سمیدع
لغت نامه دهخدا
سمیدع. [ س َ م َ دَ ] ( ع ص ) مهتر بزرگ جوانمرد نرم خوی بسیارخیر. || مرد دلاور. || مرد چالاک در حاجات خود. || ( اِ ) گرگ. || شمشیر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مهتر بزرگ جوانمرد نرم خوی بسیار خیر.
جمله سازی با سمیدع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زباء، دختر عمرو بن ظرب بن حسان بن آدینه بن سمیدع بن هوثر است. جد او را هوثر یا هوبر عملیقی یا عملقی و حتی عمیلقی معرفی کردهاند.