لغت نامه دهخدا
سلیمان دست. [ س ُ ل َ / ل ِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دست وی چون دست سلیمان باشد:
اهرمن بندی سلیمان دست کز روح القدس
از ملایک چون صف مورانش لشکر ساختند.خاقانی.
سلیمان دست. [ س ُ ل َ / ل ِ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دست وی چون دست سلیمان باشد:
اهرمن بندی سلیمان دست کز روح القدس
از ملایک چون صف مورانش لشکر ساختند.خاقانی.
آنکه دست وی چون سلیمان باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بود روی زمین در حلقه فرمان تو چون سلیمان دست پیش مور باید داشتن
💡 کِلک تو در مَرتَبِت چو مهر سلیمان دست تو در معجزه چو باد مسیحا
💡 سخن در پایه پستی نمیماند سخنور را سلیمان دست خود را پایتخت مور میسازد