سلوه

لغت نامه دهخدا

سلوه. [ س َ وَ / س ُ وَ ]( ع اِمص ) خرسندی و بی غمی. اسم است تسلی را. ( منتهی الارب ). خرسندی. شادی. بی غمی. اسم است مر تسلی را. ( ناظم الاطباء ). || فراخی زندگانی. سُنوَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به این کلمه شود.

فرهنگ فارسی

خرسندی و بی غمی اسم است تسلی را خرسندی شادی بی غمی

جمله سازی با سلوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانی مصر اقلیمی خنک‌تر و مرطوب‌تر از امروز داشت. نقاشی‌های مقبره‌های باستانی زرافه، اسب آبی، تمساح و شترمرغ و سنگ‌نگاره‌ها در سلوه بحری در نیل بالایی، بین اقصر و اسوان فیل بیشه آفریقایی، کرگدن سفید، زرافه‌گردن و شترمرغ‌های بیشتری را نشان می‌دهند؛ زیاگانی شبیه به آنچه امروزه در شرق آفریقا هست.

💡 اذا دخلتم فى الصلاة فاصرفوا لها خواطركم و افكاركم و ادعوا الله دعاء طاهرامتفرغا و سلوه مصالحكم و منافعكم بخضوع و خشوع و طاعة و استكانة، و اذا ركعتم وسجدتم فابعدوا عن نفوسكم افكار الدنيا و هواجس ‍ السوء وافعال الشر، و اعتقاد المكر، و ما كل السحت، و العدوان، و الاحقاد، و اطرحوا بينكم ذلك كله؛