سلطنت طلبی
مترادفها
پادشاهیخواهی، قدرتطلبی
متضادها
فروتنی، قناعت
لغت نامه دهخدا
سلطنت طلبی. [ س َ طَ ن َ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) طرفداری از حکومت سلطنتی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
طرفداری از حکومت سلطنتی.
فرهنگستان زبان و ادب
{monarchism, royalism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] باور به لزوم یا مطلوبیت نظام پادشاهی
جمله سازی با سلطنت طلبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این گیر و دار اواریست گاملن بینوا، که در مقام قضاوت انجام وظیفه میکند مطمئن است که گرچه وظیفهای ناخوشایند بر عهده دارد، اما به دلیل ضرورت انجام این وظیفه برای اهداف انقلاب هرگز نباید در برابر سرنوشت خود پا پس بکشد. پس بدون هرگونه ملاحظهای به صدور احکام اعدام دست میزند و حتی برای خواهرش که با مرد سلطنت طلبی به خارج از کشور گریختهاست چنین حکمی صادر میکند. در ادامه هنگامی که در ماه ترمیدور یک شورش ضدانقلابی برپا میشود، اواریست از میان بازوان معشوقه زیبایش آلودی میگریزد تا در کنار روبسپیر بجنگد و کشته شود.