لغت نامه دهخدا
سلسله وار. [ س ِ س ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) پی درپی. متوالی.مردف. بهم پیوسته. مرتب و بترتیب. ( ناظم الاطباء ).
سلسله وار. [ س ِ س ِ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) پی درپی. متوالی.مردف. بهم پیوسته. مرتب و بترتیب. ( ناظم الاطباء ).
پی در پی. متوالی. معردف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق ورزى به خدا، به پاكى و پاكى گرايى، عشق ورزى به پيامبرش و پيروى و اطاعت از او را در پى دارد، و اين يك عشق ورزى به اهل البيت و اطاعت از عترت را به دنبال دارد كه اراده تكوينى خداوند عصمتشان بخشيده است. همين عشق ورزى سلسله وار است كه زبان ما را به صلوات و آواى تمجيد و تجليل از محمد و آلش مى گشايد تا با خدا و فرشتگان هم آوا مى شويم و به جهان برين فرا مى رويم: ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما احاديثى كه راويان اهل سنت آورده اند دائر بر اين كه صلوات بر محمد - صلى الله عليه و آله - بدون صلوات بر آل او، ابترو بى حاصل و ثمر است يك كتاب است كه سالها پيش در مكه چاپ شده است.
💡 این قضیه را برای اولین بار پای بوکینگهام در سال ۱۹۱۴ پیشنهاد کرد. نام پای از نماد ریاضی π به معنای حاصلضرب متغیرها گرفته شدهاست. گروههای بی بعد یافته شده توسط این روش حاصلضربهایی توانی هستند. در این روش میتوان πها را بدون اجبار به تعریف جداگانه آنها، سلسله وار پیدا کرد.