لغت نامه دهخدا
سلاخی کردن. [ س َل ْ لا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتن. پوست کنی گویا ترجمه این است. ( آنندراج ).
سلاخی کردن. [ س َل ْ لا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتن. پوست کنی گویا ترجمه این است. ( آنندراج ).
کشتن - پوست کنی گویا ترجمه این است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ یکی از زرافههایی که سال گذشته به این باغ وحش منتقل شده بود فوت شد. مسئولان باغ وحش در این رابطه سکوت کردند اما چندی بعد عکسی از سلاخی کردن زرافه توسط یکی از فعالان محیط زیست در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
💡 در خلاصه داستان رسمی «روز عقیم» آمده است: «در شرایط بحرانی سقوط رژیم پهلوی، محله قلعه زاهدی مورد هجوم و تخریب قرار میگیرد. سه زن که از چنگ هجومآوران میگریزند به زیرزمین خانهای بزرگ در مرکز شهر پناه میبرند. زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند...»