سلاخی کردن

مترادف‌ها

ذبح کردن، تکه‌تکه کردن

لغت نامه دهخدا

سلاخی کردن. [ س َل ْ لا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کشتن. پوست کنی گویا ترجمه این است. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کشتن - پوست کنی گویا ترجمه این است

جمله سازی با سلاخی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اردیبهشت ماه ۱۳۹۸ یکی از زرافه‌هایی که سال گذشته به این باغ وحش منتقل شده بود فوت شد. مسئولان باغ وحش در این رابطه سکوت کردند اما چندی بعد عکسی از سلاخی کردن زرافه توسط یکی از فعالان محیط زیست در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

💡 در خلاصه داستان رسمی «روز عقیم» آمده است: «در شرایط بحرانی سقوط رژیم پهلوی، محله قلعه زاهدی مورد هجوم و تخریب قرار می‌گیرد. سه زن که از چنگ هجوم‌آوران می‌گریزند به زیرزمین خانه‌ای بزرگ در مرکز شهر پناه می‌برند. زیرزمینی که چند مرد در طبقه بالای آن مشغول سلاخی کردن هستند...»

💡 در مراسم‌های مذهبی و سنتی، بسیاری از خانواده‌ها برای کمک به نیازمندان، اقدام به سلاخی کردن دام‌های خود کرده و گوشت آن را به فقرا توزیع می‌کنند.

💡 قصاب با دقت بسیار زیاد شروع به سلاخی کردن گاو کرد تا از سلامت گوشت اطمینان حاصل کند و آن را برای مشتریان آماده و بسته‌بندی کند.

💡 حیوانات در کشتارگاه‌های مدرن تحت نظارت متخصصان بهداشتی سلاخی کردن می‌شوند تا سلامت عمومی جامعه و کیفیت مواد پروتئینی تولید شده کاملاً تضمین شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران