لغت نامه دهخدا
سقیل. [ س َ ] ( اِخ ) نام پسر قیصر برادر کتایون به زمان لهراسب و گشتاسب. ( ولف ):
ابر میسره پور قیصر سقیل
ابر میمنه قیصر و کوس و پیل.فردوسی.
سقیل. [ س َ ] ( اِخ ) نام پسر قیصر برادر کتایون به زمان لهراسب و گشتاسب. ( ولف ):
ابر میسره پور قیصر سقیل
ابر میمنه قیصر و کوس و پیل.فردوسی.
نام پسر قیصر برادر کتایون بزمان لهر اسب و گشتاسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابر میمنه پور قیصر سقیل ابر میسره قیصر و کوس و پیل
💡 حصار سقیلان بپرداختند کزان سو همیتاختن ساختند