سقط فروشی

لغت نامه دهخدا

سقطفروشی. [ س َ ق َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) شغل سقطفروش: وی [ سری سقطی ] در بازار بغداد سقطفروشی کردی. ( هجویری ). || ( اِ مرکب ) دکان سقطفروش.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل و شغل سقط فروشی. ۲ - دکان سقط فروش.
شغل سقط فروش.

جمله سازی با سقط فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دلال گفت: من نیز روا ندارم که کالای توبکم بفروشم نه دلال فروخت و نه سری روا داشت در اول سقط فروشی کردی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران