سقط شدن

مترادف‌ها

باطل شدن، ساقط شدن

متضادها

تثبیت شدن، پابرجا شدن

لغت نامه دهخدا

سقط شدن. [ س َ ق َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) مردن چهارپایان: شتربه را بگذاشت و برفت بازرگان را گفت سقط شد. ( کلیله و دمنه ).
چنین گویند کاسب بادرفتار
سقط شد زیر آن گنج گهربار.نظامی.اسب این خواجه سقط خواهد شدن
روز فردا سیر خود کم کن حزن.مولوی.یکی روستایی سقط شد خرش
علم کرد بر تاک بستان سرش.سعدی.و خرابی چهارپایان و سقط شدن را خود اندازه نبود. ( انیس الطالبین ص 118 ).
رجوع به سقط شود.

فرهنگ معین

( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - بی فایده شدن. ۲ - مردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - از فایده افتادن بیکاره شدن. ۲ - مردن درگذشتن.
مردن چهار پایان.

ویکی واژه

بی فایده شدن.
مردن.

جمله سازی با سقط شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 107 سقط شدن فرزند زهرا (س ) مهاجمان چنان زهرا (س ) را زدند كه فرزندش را سقط كرد اما احدى نه از مهاجمان و نه ازديگران، كوچك ترين اعتراضى نكرد. آيا اگر از عمر مى ترسيدند، از قنفذ، يا مغيرة بنشعبه و امثال اين دو هم مى ترسيدند؟!(125)

💡 سقط شدن نام برخی از کاندیداها از لیست انتخاباتی به دلیل عدم رعایت قوانین مربوط به صلاحیت‌های لازم، از مسائل رایج در فرآیند انتخابات است.

💡 احتمال سقط شدن این طرح پیشنهادی در جلسه شورای عالی به دلیل اختلاف نظر میان نمایندگان، بسیار زیاد به نظر می‌رسد.

💡 سقط شدن پروژه بزرگ ساختمانی به دلیل کمبود منابع مالی یا مشکلات لجستیکی، می‌تواند باعث ضرر مالی سنگینی برای سرمایه‌گذاران شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران