سعدالدین ساوجی
لغت نامه دهخدا
سعدالدین ساوجی. [ س َ دُدْ دی ن ِ وَ ] ( اِخ ) رجوع به سعدالدین آوجی شود.
جمله سازی با سعدالدین ساوجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی که تاجر جواهر و کالا بود، بهواسطهٔ فعالیتهای بازرگانیاش به دربار امیرحسین گورکانی، از امرای ایلخانی، راه یافت و به اولجایتو نزدیک شد. سعدالدین ساوجی، وزیر اولجایتو، که از بالا گرفتن کار تاجالدین علیشاه احساس خطر میکرد، سرپرستی کارخانهٔ پارچهبافی بغداد بهنام «کارخانهٔ فردوس» را به وی داد و او را از سلطان دور کرد.
💡 وی در شهرهای کوفه و نجف در کشور عراق مدتی زندگی کرد و در سال ۷۱۱ هجری قمری به همراه پسرش و جمعی دیگر بهدلیل مخالفت با رشیدالدین فضلالله همدانی وزیر ایلخانان و هم نظری با سعدالدین ساوجی در نزدیکی شهر بغداد کشته شد.
💡 در سال ۶۹۴ قمری/۶۷۴ خورشیدی غازان خان به سلطنت رسید و سه سال بعد (۶۷۷ خ) وزیر اعظم خود -خواجه صدرالدین زنجانی- را به قتل رساند و به جای او رشیدالدین فضلالله همدانی و خواجه سعدالدین ساوجی را به همراه هم وزیران خود کرد. همچنین در همین هنگام فضلالله همدانی ریاست موقوفات شنب غازانی را برعهده گرفت.