واژه «سروح» در منابع لغوی و متون کهن عربی و فارسی به گلهها یا چهارپایانی مانند گوسفند و شتر گفته میشود که برای چرا در صحرا یا چراگاه رها میشوند. این واژه در متون قدیم همچنین به خود عمل چرا رفتن نیز اطلاق شده است، به این معنا که خروج دام از محل نگهداری و حرکت آنها به سوی مرتع را نیز سروح مینامند. از منظر معنایی، این واژه هم بر «دامهای رها شده» دلالت دارد و هم بر «فرآیند رهاسازی و چرا کردن» تأکید میکند. در برخی متون لغوی، این واژه بهطور کلی برای هر نوع حرکت جمعی دام به سمت چراگاه به کار رفته است.
همچنین در منابع جغرافیایی «سروح» روستایی فلسطینی بوده است که در حدود ۲۸٫۵ کیلومتری شمالشرقی شهر عکا واقع شده و در زمره سکونتگاههای تاریخی منطقه فلسطین به شمار میرفته است. این روستا در دوره جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ از سکنه تخلیه شد و جمعیت آن به اجبار یا در اثر شرایط جنگی از منطقه کوچ داده شدند. پیشینه تاریخی این روستا نشان میدهد که این محل دارای آثار باستانی متعددی از جمله آبانبارها و مقبرههای سنگی بوده و در دورههای مختلف تاریخی مورد سکونت قرار داشته است. در دوران عثمانی، این روستا به صورت یک ناحیه کوچک روستایی شناخته میشد که بر روی تپهای قرار گرفته و بقایای معماری قدیمی در آن دیده میشد. گزارشهای تاریخی از وجود خانههای سنگی، برجهای قدیمی و بقایای سازههای مربوط به دورههای رومی یا بیزانسی در این منطقه خبر میدهند. همچنین در قرن نوزدهم میلادی، این روستا دارای جمعیتی اندک بوده که عمدتاً به کشاورزی و دامداری مشغول بودهاند و در میان باغهای زیتون و زمینهای زراعی زندگی میکردهاند. در دوره قیمومت بریتانیا، سروح همراه با روستاهای اطراف دارای جمعیتی در حدود هزار نفر بوده و بخش قابل توجهی از زمینهای آن برای کشاورزی، بهویژه کشت غلات، مورد استفاده قرار میگرفته است. در جریان حوادث سال ۱۹۴۸، ساکنان این روستا و مناطق اطراف آن به اجبار ترک مکان کرده و بیشتر آنان به کشور لبنان مهاجرت کردند. پس از این رویداد، روستا به حالت متروکه درآمد و به تدریج آثار زندگی انسانی در آن کاهش یافت.