سرو که

لغت نامه دهخدا

( سروکة ) سروکة. [ س َرْ وَ ک َ] ( ع مص ) بدروشی و درنگی و سستی در رفتار از لاغری ویا ماندگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بد رفتن یا به درنگی رفتن از لاغری یا ماندگی. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بد روشی و درنگی و سستی در رفتار از لاغری و یا ماندگی.

جمله سازی با سرو که

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه از چرخ به ارباب سخن می گذرد جای رحم است بر آن سرو که موزون باشد

💡 کدام گل که به روی تو ماند اندر باغ کدام سرو که با قامتت سر افرازد

💡 ای سرو که اسباب جوانی همه داری/ با ما به جفا پنجه مینداز که پیریم

💡 کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد نور چشم است که بر اهل نظر می‌گذرد

💡 نرگس چون چشم داشت پست شد از بیم مرگ سرو که آزاده بود گشت ز غفلت بلند

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز