لغت نامه دهخدا
سرنیش. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. دارای 311 تن سکنه است. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سرنیش. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد. دارای 311 تن سکنه است. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سرنیش، روستایی از توابع بخش احمدآباد شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان سرجام قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1395، جمعیت آن 215 نفر ( 74خانوار ) بوده است.
💡 گر قصد کنم که برگشایم رگ خویش ترسم که بعشقت اندر آید سرنیش
💡 هواپیما دارای دو سرنیشین بود، خلبان و افسر اسلحه (بمب انداز)، پشت سر هم در کابینهای روباز، نشسته بودند و دارای کنترلهای دوگانه بودند.