«سردن» واژهای فارسی است که در متون کشاورزی و لغوی به کار رفته و به معنای فرآیند جداسازی و پاکسازی دانهها یا مواد خوراکی از ناخالصیها است. یکی از کاربردهای اصلی «سردن»، بیختن دانهها است؛ یعنی عمل جدا کردن دانهها از یکدیگر یا از پوسته و مواد زائد قبل از مصرف یا کاشت. این واژه همچنین به معنای غربال کردن یا الک کردن مواد خشک مانند گندم، جو، برنج یا ادویه به منظور پاکسازی آنها از خاک، سنگ ریزه و سایر ناخالصیها استفاده میشود. علاوه بر کاربرد کشاورزی، «سردن» گاهی به معنای مرتب و پاک کردن هر نوع مواد ریز یا دانهای به کار میرود، مثلاً در کارهای آشپزی و صنایع غذایی سنتی. عمل سردن معمولاً با استفاده از ابزارهایی مانند الک یا غربال انجام میشود و نیازمند مهارت و دقت برای جداسازی کامل مواد مطلوب از زائد است.
سردن
لغت نامه دهخدا
سردن. [ س َ دَ ] ( اِخ ) ولایتی است بین فارس و خوزستان از اعمال فارس، در آنجا معدن مس پیدا میشود که به شهرها و ولایات دیگر برده میشود. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
بیختن دانه را غربال کردن
جمله سازی با سردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی که باده کین تو نوش خواهد کرد ز شور بختی دردی خورد هم از سردن