لغت نامه دهخدا
سرد و تر. [ س َ دُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ( اصطلاح پزشکی قدیم ) چیزی که در وی مایه آبی باشد گویند سرد و تر است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
سرد و تر. [ س َ دُ ت َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) ( اصطلاح پزشکی قدیم ) چیزی که در وی مایه آبی باشد گویند سرد و تر است. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
چیزی که در وی مایه آبی باشد گویند سرد و تر است
💡 طبع ظاهری آن سرد و تر و نرم و طبع باطنیاش گرم و خشک و سخت است؛ بنابراین ظاهر آن، همان جیوه و باطنش آهن است. برای آن که جیوه را به اصل آن یعنی طلا برگردانی، ابتدا باید آن را به نقره تبدیل کنی.
💡 آب سرد و تر بُود مانند بلغم بی خلاف خاک سرد و خشک و سودا همچو او اینجا بود
💡 گرم و خشک و سرد و تر چون راست شد راستیشان کرد شیر و انگبین
💡 مصرف زیاد آن سستکننده معدههای ضعیف است. برای مزاجهای سرد و تر مناسب نیست.