لغت نامه دهخدا
سرخکان. [ س ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قیلاب بالای بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد. دارای 400تن سکنه است. آب آن از رودخانه بلارود. محصول آن غلات، لبنیات و پشم. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سرخکان. [ س ُ خ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قیلاب بالای بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد. دارای 400تن سکنه است. آب آن از رودخانه بلارود. محصول آن غلات، لبنیات و پشم. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سرخکان (لاشار). سرخکان، روستایی در دهستان تنگ سرحه بخش پیپ شهرستان لاشار در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۷۵ نفر ( ۲۴ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرخکان (شیروان و چرداول)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چرداول در استان ایلام ایران است.
💡 سرخکان (خاش)، روستایی از توابع بخش ایرندگان شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 سرخکان (اندیمشک)، روستایی از توابع بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک در استان خوزستان ایران است.
💡 سرخکان (عنبرآباد)، روستایی از توابع بخش جبالبارز جنوبی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.
💡 سرخکان روستایی در دهستان گاوکان بخش مرکزی شهرستان ریگان استان کرمان ایران است.