فرهنگ معین
( ~. بِ مُ ) (ص مر. ) دست نخورده.
( ~. بِ مُ ) (ص مر. ) دست نخورده.
۱. سربسته و مهر شده.
۲. ویژگی پاکت یا کیسه که سر آن را بسته و لاک ومهر کرده باشند.
۳. [مجاز] دست نخورده و نهفته.
دست نخورده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن مرد با آن اموال روانه شد و با او محبره اى بود كه در آن مكاتيبى كه فرستادند سربه مهر و در آنها سؤ الهايى بود و گفتند: (يك شب در نزد حضرت بمان و محبره را بهاو بده. آنگاه نظر كن به آن محبره، اگر مهرش درست است باز كن. اگر جواب در آننوشته شده، او امام است. مال را به او بده و اگر نه برگردان.)
💡 چند سال قبل از اين اوقات رياست جمهورى من در نماز جمعه يك وقت راجع به همين قضيهصحبت كردم و گفتم كه از ماها نخواسته اند آن طور باشيم؛ چون نمى توانيم. بعدا يكنفر به من نامه نوشت كه شما از زير بار فرار مى كنيد و براى اين كه آن گونهزندگى نكنيد، مى گوييد از ما نخواسته اند! نه، بحث اين نيست كه من بگويم يا منبخواهم؛ امثال من كوچكتر از آنند؛ بشر معمولى اصلا ضعيفتر از اين حرفهاست. كمااينكه اميرالمؤ منين هم اين زهد را در همان زمان برعيال خودش تحميل نمى كرد. در آن زمان كسى كه اين زهد را داشت، خود على بود؛ حتّى نهامام حسن، حتّى نه امام حسين، حتّى نه همسران بزرگوارش. هيچ جا نداريم كه اميرالمؤ منين(ع ) در خانه اش اين طورى زندگى مى كرده است. نه، خوراك شخص اميرالمؤ منين، در يككيسه ى سربه مهر پيچيده بود؛ مى آوردند، باز مى كرد، مى ريخت، مى خورد، بعدسرش را مهر مى زد و در جايى مى گذاشت؛ در خانه هم زندگى معمولى خودشان راداشتند. شخص اميرالمؤ منين، اصلا فوق طبيعتمعمول بشرى است. مگر كسى مى تواند اين طور زندگى بكند؟ درس عجيبى است. اين،براى آن است كه من و شما جهت را بفهميم.