لغت نامه دهخدا
سرای فسوس. [ س َ ی ِ ف ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روزگار:
چه بندی دل اندر سرای فسوس
که هزمان به گوش آید آوای کوس.فردوسی.مکن ایمنی در سرای فسوس
که گه سندروس است گه آبنوس.فردوسی.
سرای فسوس. [ س َ ی ِ ف ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از روزگار:
چه بندی دل اندر سرای فسوس
که هزمان به گوش آید آوای کوس.فردوسی.مکن ایمنی در سرای فسوس
که گه سندروس است گه آبنوس.فردوسی.
کنایه از روزگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجو ایمنی در سرای فسوس که گه سندروسست و گاه آبنوس
💡 مکن ایمنی در سرای فسوس که گه سندروس است و گه آبنوس
💡 چه بندی دل اندر سرای فسوس که هزمان به گوش آید آواز کوس