سراندن
فرهنگ معین
(سُ دَ ) (مص م. ) سُر دادن، چیزی را روی زمین یا میز یا سطح همواری لغزاندن و به جلو راندن.
فرهنگ عمید
چیزی را روی زمین لغزاندن و به جلو حرکت دادن، سر دادن.
ویکی واژه
سُر دادن، چیزی را روی زمین یا میز یا سطح همواری لغزاندن و به جلو راندن.
جمله سازی با سراندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درختبری رشته فعالیتهایی است که دربرگیرنده بریدن درخت، لغزاندن و سراندن تنه درخت، فرآوری در محل، بارگیری تنه درخت یا الوار بر روی کامیون یا واگن قطار است.
💡 او سعی داشت با تمام توان، تیغ تیز را به درون شکاف چوبی سراند تا بتواند قطعات مختلف را به طور دقیق به یکدیگر متصل کند.
💡 در هنگام انجام برخی عملیاتهای جراحی حساس، پزشک باید با دقت بسیار زیادی ابزار را در محل مورد نظر سراند تا آسیب کمتری به بافتها برسد.
💡 وقتی میخواست میخ را در جای خود قرار دهد، با احتیاط زیاد چکش را پایین آورد تا میخ را به آرامی در چوب سراند.