لغت نامه دهخدا
سخت باز. [ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که در قماربازی دستی تمام داشته باشد. ( آنندراج ):
شد دچارم سخت بازی در قمار دلبری
هر دو عالم را به او در داو اول باختم.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
سخت باز. [ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که در قماربازی دستی تمام داشته باشد. ( آنندراج ):
شد دچارم سخت بازی در قمار دلبری
هر دو عالم را به او در داو اول باختم.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
کسیکه در قمار بازی دستی تمام داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرد با سلطان توران کار رزم وکینه سخت باز جست از راستی کین پدر زان شوربخت
💡 باوجوداین ۲ گزینه حضور در تیم ملی استرالیا برای وی یک گزینه عالی محسوب میشد ولی با توجه به شرایط سخت بازی کردن در این تیم وی ترجیح داد برای تیم ملی فیلیپین به میدان برود و در مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه در ترکیب این تیم به مصاف تیمهای بحرین و یمن رفته و مقابل تیم یمن گلزنی کرد.