لغت نامه دهخدا
ستم شکن. [ س ِ ت َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) کنایه از عادل. ( آنندراج ). کسی که دفع ظلم کند:
زهی ستم شکنی کز حلاوت عدلت
دهان راحت کون و مکان شود شیرین.عرفی ( از آنندراج ).
ستم شکن. [ س ِ ت َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) کنایه از عادل. ( آنندراج ). کسی که دفع ظلم کند:
زهی ستم شکنی کز حلاوت عدلت
دهان راحت کون و مکان شود شیرین.عرفی ( از آنندراج ).
کسی که مانع ظلم و ستم شود.
( صفت ) آنکه ظلم و ستم را از بین ببرد عادل دادگر.
کنایه از عادل. کسی که دفع ظلم کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی ستم شکنی کز حلاوت عدلت دهان راحت کون و مکان شود شیرین