ستم زده
مترادفها
مظلوم، تحت ظلم
متضادها
آزاد، رها
لغت نامه دهخدا
ستم زده. [ س ِ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ستمدیده. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ستمدیده
جمله سازی با ستم زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر به سنگ تو لعلی ز قطرهٔ خونست یکی در آبه سخن با من ستم زده ئی
💡 به بند زلف تو زنجیر جان خود سازم دل ستم زده را چند گه براین دارم
💡 فریب آشتی ده ظفر مبارک باد دل ستم زده در بند امتحان تو نیست
💡 دل بردی از نزاری و جان هم دریغ نیست گر دل درین ستم زده جان نیز بستهای
💡 که ای ستم زده در بی کسی مشو نومید بشکر کوش که آمد مربی فقرا