ستم انگیختن

مترادف‌ها

ظلم کردن، ستم کردن، زورگویی کردن

متضادها

عدالت ورزیدن

لغت نامه دهخدا

ستم انگیختن. [ س ِ ت َاَ ت َ ] ( مص مرکب ) ستم کردن. ظلم کردن:
نیست مبارک ستم انگیختن
آب خود و خون کسان ریختن.نظامی.

فرهنگ فارسی

ستم کردن ظلم کردن

جمله سازی با ستم انگیختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیست مبارک ستم انگیختن آب خود و خون کسان ریختن

💡 برخلاف آنچه تصور می‌شود، هدف یک رهبر عادل نباید ستم انگیختن بر اقشار ضعیف جامعه باشد، بلکه باید تلاش کند تا عدالت را برقرار سازد.

💡 تاریخ نشان داده است که تلاش برای ستم انگیختن بر دیگران و محدود کردن آزادی‌های فردی، در نهایت منجر به فروپاشی سریع قدرت و حکومت می‌شود.

💡 حقوق بشر بر این اصل استوار است که هیچ دولتی حق ندارد با استفاده از قدرت خود، اقدام به ستم انگیختن بر حقوق قانونی شهروندان نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران