لغت نامه دهخدا
سبزپوشان. [ س َ ] ( اِخ ) مرکز بلوک علامرودشت در ناحیه دشتی و همان علامرودشت است. ( فارسنامه ناصری گفتار 2 ص 227 ). از بنادر خلیج فارس.
سبزپوشان. [ س َ ] ( اِخ ) مرکز بلوک علامرودشت در ناحیه دشتی و همان علامرودشت است. ( فارسنامه ناصری گفتار 2 ص 227 ). از بنادر خلیج فارس.
مرکز بلوک علامرودشت در ناحیه دشتی
سبزپوشان (نیشابور). Th
تپه تاریخی سبز پوشان در منطقه باستانی شهر کهن نیشابور واقع شده که تمامی این محوطه به شماره ۲۸۶۹ در مورخ ۱۶آبان سال ۷۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این منطقه یکی از مراکز باستان شناسی در نیشابور است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر از سمت غرب به کوه دراک، از سمت شمال به کوههای بمو، سبزپوشان، چهلمقام و باباکوهی (از رشتهکوههای زاگرس) محدود شدهاست.
💡 کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن کو سبزپوشان چمن کو ارغوان کو ارغوان
💡 بر چرخ سبزپوشان پر میزنند یعنی سلطان و خسرو ما آنست و صد چنانست
💡 سبزپوشان (زاهدان)، روستایی از توابع بخش نصرتآباد شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار همچو سایه فرش راهت سبزپوشان بهار