ساکتی

لغت نامه دهخدا

ساکتی. [ ک ِ ] ( اِخ ) از شاعران متأخر است. او راست:
عمرم در این خیال سرآمد که وه چرا
روز وصال چون شب هجران دراز نیست.( صبح گلشن ص 193 ).
ساکتی. [ ک ِ ت ْ تی ] ( اِخ ) فرانکو. داستان پرداز ایتالیایی متولد فلورانس مؤلف کتاب «سیصد قصه » است.

دانشنامه عمومی

ساکتی ( به انگلیسی: Sakti ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در بخش جنجگیر – چمپا واقع شده است. ساکتی ۲۱٬۹۵۵ نفر جمعیت دارد و ۲۳۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با ساکتی

💡 استیون و بلوم دو برادر جنایتکار هستند. آنها می‌خواهند بعد از مدتها یک زندگی آرام داشته باشند و حالا می‌خواهند آخرین کار خود را انجام دهند. استیون برادر یزرگتر و زبان باز است. او زن‌ها را برای برادر کوچکترش انتخاب می‌کند و زیر نظر می‌گیرد. این ساکتی و آرامش و درخود بودن برادر کوچکتر است که زنها را شیفته خودش می‌کند. یک خلافکار شرقی به نام بنگ بنگ هم آنها را همراهی می‌کند.

💡 حوادث مختلفی روی می دهد: فیلمبردار کشته می شود، دختر جوان و پسر روستایی که عاشق هم هستند از یکدیگر جدا می‌افتند، مرد مرموز و ساکتی که دائماً در حال مطالعه است می‌میرد و بالاخره مزدک به این نتیجه می رسد که آسمان، همه‌جا یک رنگ است، با این حال خود به آن سوی مرز عزیمت می کند.