زیبال
لغت نامه دهخدا
زیبال. ( اِ ) کنایه از اسب و اشتر و هر حیوانی تندرو باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شیر تند و این منقول است از زفان گویا ( کذا ). ( شرفنامه منیری ):
ولیکن ارچه چنین است هم پدید بود
خسک ز لؤلؤ مکنون و روبه از زیبال.ازرقی.
فرهنگ عمید
ویژگی اسب و استر تندرو.
فرهنگ فارسی
کنایه از اسب و شتر و هر حیوانی تند رو باشد.
جمله سازی با زیبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گه سوی کوه برانی ابرش؛ گه سوی دشت جهانی زیبال
💡 جهان و هرچه در او صیدهای بسته ی اوست نزیبد الحق چونین خدای را زیبال