زومر

لغت نامه دهخدا

زومر. [ زَ م َ ] ( ع ص ) کودک نیکوروی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زومر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گاوین در اعماق وجودی خود تحت تأثیر فردریک زومر بود. گاهی اوقات از شیوه عکس لحظه‌ای استفاده می‌کرد. هرچند در بهترین کارهایش از ویژگی‌های متفاوت دوربین استفاده کرده‌است.

💡 جانو روژبیانی در روستای زومر در ساحل رود دجله به دنیا آمد. وی در شهر زاخو در کنار رودخانهٔ خابور بزرگ شد. روژبیانی در نوجوانی به انقلاب ۱۹۷۴ کردهای عراق علیه حکومت عراق پیوست و دو سال بعد در ۱۶ سالگی در آمریکا پناهندهٔ سیاسی شد.

💡 نسل زومرها که با تکنولوژی دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده‌اند، شیوه بسیار متفاوتی نسبت به نسل‌های قدیمی‌تر در برقراری ارتباطات اجتماعی و مصرف محصولات دارند.

💡 اصطلاح زومر معمولاً برای اشاره به نسل زد به کار می‌رود و این افراد بر خلاف نسل‌های قبل، به شدت به دنیای مجازی و هوش مصنوعی وابسته هستند.

💡 تحلیلگران بازار نشان می‌دهند که رفتارهای خرید و الگوهای مصرفی زومرها تاثیر بسیار زیادی بر آینده بازارهای جهانی و استراتژی‌های بازاریابی شرکت‌های بزرگ خواهد داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران