واژه «زهرخنده» یا «زهرخند» به خندهای گفته میشود که در ظاهر نشانه خندیدن است، اما در باطن از احساساتی تلخ و ناخوشایند سرچشمه میگیرد و هیچ ارتباطی با شادی و سرور واقعی ندارد. این اصطلاح برای توصیف حالتی به کار میرود که فرد بر اثر خشم، اندوه، سرخوردگی، تحقیر، ناامیدی یا تمسخر، لب به خنده میگشاید، اما آن خنده در حقیقت پوششی بر رنج و ناراحتی درونی اوست. زهرخنده معمولاً زمانی پدید میآید که انسان با موقعیتی تلخ، رفتار ناعادلانه یا سخنی آزاردهنده روبهرو میشود و به جای ابراز مستقیم ناراحتی، واکنشی آمیخته به تلخی و کنایه نشان میدهد. این واژه از ترکیب «زهر» به معنای تلخی و سم و «خنده» یا «خند» ساخته شده و به همین دلیل مفهوم آن خندهای آمیخته با تلخی، گزندگی و رنج است. در زبان و ادبیات فارسی، زهرخنده یکی از تعبیرهای پرمعنا برای بیان احساسات پیچیده انسانی به شمار میآید و شاعران و نویسندگان از آن برای نشان دادن اندوه پنهان، خشم فروخورده یا تمسخر تلخ بهره بردهاند. بنابراین زهرخنده را میتوان خندهای ظاهری و تلخ دانست که نه از شادی، بلکه از رنج، نارضایتی، دلخوری یا استهزای درونی سرچشمه میگیرد.
زهر خنده
لغت نامه دهخدا
زهرخنده. [ زَ خ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) زهرخند:
یکی زهرخنده بخندید شاه
که من می نیارم در آن هیچ راه.فردوسی.پیداست ز زهرخنده من که مرا
با این لب خندان چه دل پرخون است.انوری.ای سوخته رخ تو در زار گریه آتش
بیمار دو لب تو در زهرخنده شکر.خاقانی.بگشاد شکر به زهرخنده
کای بر جگرم نمک فکنده.نظامی.رجوع به زهرخند شود.
فرهنگ فارسی
زهر خند
جمله سازی با زهر خنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای سوخته رخ تو در زار گریه آتش بیمار دو لب تو در زهر خنده شکر
💡 چون شمع به زهر خنده میزیست شیرین خندید و تلخ بگریست
💡 ملال میچکد از زهر خندهام فیّاض کجاست گریه که بر من هزار خنده کند
💡 عدوی جاه تو بیچاره چون گل زرد است که زهر خنده برنگ چو زعفران دارد
💡 چنان بخندۀ خونین برون برم گریه که زهر خنده زند تیغ وقت خون خواری