زندی
لغت نامه دهخدا
زندی. [ زَ ] ( ص نسبی ) مجوس. زندیق معرب آن. ( فرهنگ رشیدی ). نام طایفه ای است از زردشتی ها و کتابی دارند بنام زند و زندیک و زندیق یعنی قائل به این کتاب. و مانی معروف اولین زندیق بوده. ( از انساب سمعانی ). رجوع به زندیق شود. || منسوب است به زند که از قرای بخارا است. ( از انساب سمعانی ).
جمله سازی با زندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگین زندی در مسابقات فوتبال جوانان آسیای مرکزی که با نام کافا شناخته میشد، بهعنوان ارزشمندترین بازیکن معرفی شد.
💡 این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا
💡 همچنین روسیه نیز پیوندهای بازرگانی گستردهای در این روزگار با زندیان داشتهاند.
💡 ایذه: تیرهٔ زندی که امروز از طایفهٔ اورک باب دینارونی و هفتلنگ لر بختیاری محسوب میشوند.
💡 در حالی که رسانههای ایران از هم بازی شدن نکونام در کایزرسلاترن با فریدون زندی خبر میدادند باشگاه پاس به این پیشنهادها پاسخ منفی داد.
💡 خسیس (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی محمدرضا زندی ساختهٔ سال ۱۳۳۴ است.