زمین گیری

لغت نامه دهخدا

زمین گیری. [ زَ ] ( حامص مرکب ) اقعاد. زمانت. ( یادداشت بخط مؤلف ). حالت زمین گیر. رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

حالت زمین گیر زمانت

جمله سازی با زمین گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باغ را آب لطافت دهی از جلوه ناز، با زمین گیری، از آن سرو روانست که تو

💡 با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید تا نگردی راست چون تیر، این کمان نتوان کشید

💡 با زمین گیری سپهر گرم رفتاریم ما همچو مرکز پای بر جاییم و سیاریم ما

💡 سنگ راه ما نگردد پله افتادگی با زمین گیری چو نقش پا به منزل می رویم

💡 گوشه گیران را امید صید دارد گوشه گیر مطلب دام از زمین گیری شکاری بیش نیست

💡 جز زمین گیری ندارد پله عشق مجاز آشیان چون قمریان بر سر و پا در گل مکن

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز