لغت نامه دهخدا
زمین زاد. [ زَ ] ( ن مف مرکب ) زمین زاده. تولید شده از زمین. || تولید یافته ملک. نتیجه کشور:
مرا مال و نعمت زمین زاد تست
هم از داده تو هم از داد تست.نظامی.رجوع به ماده بعد شود.
زمین زاد. [ زَ ] ( ن مف مرکب ) زمین زاده. تولید شده از زمین. || تولید یافته ملک. نتیجه کشور:
مرا مال و نعمت زمین زاد تست
هم از داده تو هم از داد تست.نظامی.رجوع به ماده بعد شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مغرب ازان مهر شد زردچهر که از خاک مشرق زمین زاد مهر