زمهره

لغت نامه دهخدا

( زمهرة ) زمهرة. [ زَ هََ رَ ] ( ع مص ) سرخ شدن چشم از غضب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زمهره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زمین پیش چشمم یکی مهره بود زمهره تو گفتی که کمتر نمود

💡 سیاره زمهره در آسمان شب با درخششی خیره‌کننده دیده می‌شود و یکی از زیباترین مناظر آسمانی را برای ناظران فراهم می‌آورد.

💡 در اساطیر قدیم، سیاره زمهره نماد زیبایی و عشق بوده است که بر بسیاری از داستان‌ها و اشعار کلاسیک فارسی تأثیر گذاشته است.

💡 ستاره‌شناسان با استفاده از تلسکوپ‌های بسیار پیشرفته، ویژگی‌های فیزیکی و جوی سیاره زمهره را برای درک بهتر منظومه شمسی مطالعه می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران