لغت نامه دهخدا
( زغبة ) زغبة. [ زُ ب َ ] ( ع اِ ) جانوری است مانند موش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زغبة. [زَ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای به شام. ( از معجم البلدان ).
( زغبة ) زغبة. [ زُ ب َ ] ( ع اِ ) جانوری است مانند موش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زغبة. [زَ ب َ ] ( اِخ ) قریه ای به شام. ( از معجم البلدان ).
قریه به شام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا کلام حکمت و سر نهان اندر آید زغبه در گوش و دهان