لغت نامه دهخدا
زعفران زار. [ زَ ف َ ] ( اِ مرکب ) از عالم ارغوان زار. ( آنندراج ). زمینی پر از زعفران. زمینی که در آن زعفران کشته باشند.
زعفران زار. [ زَ ف َ ] ( اِ مرکب ) از عالم ارغوان زار. ( آنندراج ). زمینی پر از زعفران. زمینی که در آن زعفران کشته باشند.
از عالم ارغوان زار زمینی پر از زغفران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز عکس عارضش هنگام رفتار شدی صحرا سراسر زعفران زار
💡 زعفران زار رفتن رنگم خنده بیهوشکرده است مرا
💡 صف پیلانش اندر ساز زرین چو بر کوهی شکفته زعفران زار
💡 زعفران زار شود ریشه غم در جگرم اگر از شادی غمهای تو غافل باشم
💡 پرندی زر و حسن آرای دلدار گل خندان شگفت از زعفران زار
💡 از دم سردیش زعفران زار شد دسته ی ارغوان کلثوم