زعار
لغت نامه دهخدا
زعار. [ زُ ] ( ع اِ ) ج ِ زاعر. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جمع زاعر
جمله سازی با زعار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایا چو شَمس ضُحی پاک صورت تو ز عیب و یا چو دین هدی دور سیرت تو زعار
💡 عشقبازان که تماشای نگار اندیشند ننگشان باد اگر زانکه زعار اندیشند