زریو
لغت نامه دهخدا
زریو. [ زَ ] ( اِ ) بمعنی وقار باشد و آن نگاهداشت نفس است از حرکات قبیحه که از قوت شهوانی ظاهر گردد. ( برهان ) ( آنندراج ). وقار. سنگینی. تقوا. پرهیزگاری. و نگاهداری نفس از حرکات قبیحه و شهوانی.( ناظم الاطباء ). ظاهراً از برساخته های فرقه آذرکیوان است. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به زریوه شود.
جمله سازی با زریو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه زریوان در قسمت جنوبی روستای نرّاب و شرق روستای کاشیدار واقع شدهاست. این قله در امتداد رشتهکوه البرز میباشد و ارتفاع آن ۲۵۵۵ متر است. در قسمت جنوبی این قله، میدان سرسبز اَشک میدان واقع شده، این دشت هموار دارای قبرستان کهن و قدیمی میباشد، که نشانههایی از تمدن و زندگی کهن را در خود جای دادهاست. اطراف کوه با جنگلهایی از درختان بلوط، راش و اورس پوشیده شده و در کوهپایه آن چشمههای سرد و سرشار از آبهای معدنی جاری است.