لغت نامه دهخدا
زردوئی. [ زَ ] ( اِخ ) طایفه ای از ایلات کرد ایران. رجوع به جغرافیایی سیاسی کیهان ص 59 شود.
زردوئی. [ زَ ] ( اِخ ) طایفه ای از ایلات کرد ایران. رجوع به جغرافیایی سیاسی کیهان ص 59 شود.
💡 وجود مقبره «آما مِدران» که به روایتی برادر پیر میکائیل یا یکی از بزرگان دینی آن زمان بوده در روستای زردوئی، شاهدی بر قدمت زیاد روستا است.
💡 هر ساله جشنواره انار و جشنوارههایی مانند آگر نوروز، چله تابستان و غیره در این روستا برگزار میشود. موزه میراث ناملموس ئاتورگه در خرداد سال 1400 به همت فریبرز عزیزی و حمایت اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان کرمانشاه در روستای زردوئی گشایش یافت.(ببینید)
💡 زردوئی، روان یا رواندهنده.روان زردوئی، روستایی از توابع بخش باینگان شهرستان پاوه در استان کرمانشاه ایران است.مردم زردویی بە زبان کردی سورانی تکلم می کنند.