لغت نامه دهخدا
زرد و ذلیل. [ زَ دُ ذَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شاید در اصل زرد و زریر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). زردگونه. ناتوان. لاغر و نحیف. رنگ پریده:
که طمع لاغر کند زرد و ذلیل
نی ز درد و علت آمد او علیل.مولوی.
زرد و ذلیل. [ زَ دُ ذَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) شاید در اصل زرد و زریر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). زردگونه. ناتوان. لاغر و نحیف. رنگ پریده:
که طمع لاغر کند زرد و ذلیل
نی ز درد و علت آمد او علیل.مولوی.
زرد گونه ناتوان لاغر و نحیف رنگ پریده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که طمع لاغر کند زرد و ذلیل نیست او از علت ابدان علیل