«زربدست» صفتی مرکب در زبان فارسی است که به معنای دارنده زر و مالدار به کار میرود. این واژه از ترکیب «زر» به معنای طلا و «بدست» به معنای در دست داشتن تشکیل شده است و در مجموع مفهوم «کسی که زر در اختیار دارد» را میرساند. در فرهنگهای لغت، «زربدست» مترادف «زردار» دانسته شده است و به فردی اشاره دارد که دارای ثروت و دارایی است. این واژه در متون ادبی نیز دیده میشود و گاه برای توصیف شخصی ثروتمند یا کامیاب به کار رفته است. در برخی کاربردها، «زربدست شدن» به صورت کنایه آمده و به معنای بهرهمند شدن یا منتفع گردیدن است. بنابراین این اصطلاح تنها به داشتن طلا محدود نیست، بلکه به مفهوم کلی ثروتمندی نیز اشاره دارد. در اشعار شاعران کلاسیک فارسی، این واژه برای بیان حالت توانگری و برخورداری استفاده شده است. «زربدست» بیشتر در زبان ادبی و قدیمی رایج بوده و امروزه کاربرد کمتری دارد. معنای آن نشاندهنده داشتن مال و دارایی فراوان است. در نتیجه، «زربدست» به فردی گفته میشود که زر در دست دارد و از نظر مالی توانمند و ثروتمند است.
زر بدست
لغت نامه دهخدا
زربدست. [ زَ ب ِ دَ ] ( ص مرکب ) مرادف زردار. ( از آنندراج ). که زر بدست دارد. دارنده زر. مالدار:
شده خار از آتش چو گل زربدست
نه چون خار زردشت آتش پرست.نظامی ( از آنندراج ).- زربدست شدن؛ کنایه از منتفع گردیدن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مرادف زر دار که زر بدست آید
جمله سازی با زر بدست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون زر بدست نیست ز طرّار غم مدار چون سر ز دست رفت ز دستار غم مخور
💡 درین دو هفته غرض شاه خاوران چو نشیند بتختگاه حمل، جام زر بدست گرامی