لغت نامه دهخدا
زد و بند. [ زَ دُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زدن وبستن. ساخت و پاخت. بند و بست. توطئه. ( فرهنگ فارسی معین ).
زد و بند. [ زَ دُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) زدن وبستن. ساخت و پاخت. بند و بست. توطئه. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) ۱ - زدن و بستن. ۲ - ساخت و پاخت بند و بست توطئه.
زدن و بستن ساخت و پاخت بند و بست توطعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سام درخشانی با انتشار متنی در حساب کاربری اینستاگرامش با انتقاد از این حرکت قریشی، او را از «هنربندانی» نامید که با زد و بند در سینمای ایران مطرح شدهاند. وی نوشت: «داستان از اونجایی شروع میشه که آدمای هنربند که با زد و بنداشون بالا اومدن، توهم هنرمند بودن برشون میداره… نصف فحشهایی که جامعهٔ هنری میخوره از سر ندونمکاری امثال شماست.»
💡 زد و بند فیلمی به کارگردانی و نویسندگی داوود نوروزی و تهیهکنندگی مقصود جباری محصول سال ۱۳۹۹ است. این فیلم در سی و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور دارد.
💡 معاويه كه از اين زد و بند آگاه شده بود به نگهبانان سفارش كرد كه بر ميهمانانآنچنان سخت بگيريد كه هر كدام بيش از نجات جان خود چيزى در نظر نداشته باشد،
💡 چنين معمول بود كه مكتب خانه ها دور از بازار و محل كسب كه آلوده به زد و بند و سوگند دروغ و تقلب بوده است، باشد، مفاد درسى اغلب شامل رونويسى و خواندن اوراد مذهبى از روى اوستا بوده است، ايرانيان فرزندان خود را از كودكى به فنون نظامى، تيراندازى و سوارى آشنا مى نمودند.
💡 کرونین گوشههایی از تاریخ مربوط به صنعت نفت ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس را با تکیه بر اسناد آرشیو وزارت امور خارجه انگلیس بررسی کرده، روابط و زد و بندهای آشکار و پنهان مقامات امپراتوری انگلیس و شرکت نفت ایران و انگلیس را با رضاشاه پهلوی و برخی مقامات حکومتی ایران از ۱۹۰۵ تا ۱۹۴۱ تبیین نمودهاست.