لغت نامه دهخدا
زخم تیز. [ زَ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عبارت از زخم عمیق. ( غیاث اللغات از بهار عجم ). کنایه از زخم فربه. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). رجوع به زخم فربه شود.
زخم تیز. [ زَ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) عبارت از زخم عمیق. ( غیاث اللغات از بهار عجم ). کنایه از زخم فربه. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). رجوع به زخم فربه شود.
زخم عمیق کنایه از زخم فربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک پی زمین نماند که از زخم تیز تو از خون کنار خاک چو دریا کنار نیست
💡 درافتاد دارا بدان زخم تیز ز گیتی برآمد یکی رستخیز