زخم برداشتن

لغت نامه دهخدا

زخم برداشتن. [ زَ ب َ ت َ ]( مص مرکب ) زخمی شدن. رجوع به «زخم » و «زخمی » شود.

فرهنگ فارسی

زخمی شدن

جمله سازی با زخم برداشتن

💡 منظور از (حسنه ) و (مصيبة ) به قرينه سياق، آثار نيك و خسارتهائى است كهجنگ ببار مى آورد، از قبيل فتح و فيروزى، غنيمت هاى مالى و اسيران از يك طرف، و كشتهشدن و زخم برداشتن و شكست از طرف ديگر.