زالو انداختن
لغت نامه دهخدا
زالو انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بمکیدن واداشتن زالو خون تن را.
فرهنگ فارسی
زالو بمکیدن وا داشتن خون تن را
جمله سازی با زالو انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سال ۱۷۷۵ وارد دانشگاه پزشکی لایپزیگ شد اما به زودی از پزشکی آن دوره که شامل خونگیری، زالو انداختن و استفاده از مسهل، تنقیه واستفاده از مواد سمی با دوز بالا بود، دلسرد شد و به مطالعهٔ شیمی روی آورد.
💡 در برخی از روشهای طب سنتی قدیمی، پزشکان برای درمان برخی بیماریها از روش زالو انداختن بر روی نقاط حساس بدن استفاده میکردند.
💡 اگرچه امروزه علم پزشکی پیشرفته جایگزین شده است، اما هنوز برخی افراد به دلیل باورهای قدیمی، به استفاده از زالو انداختن ادامه میدهند.
💡 فرآیند زالو انداختن باید حتماً توسط متخصصان مجرب و در محیطهای کاملاً بهداشتی انجام شود تا از بروز هرگونه عفونت احتمالی جلوگیری گردد.