زاخف

لغت نامه دهخدا

زاخف. [ خ ِ ] ( ع اِ، ص ) مرد متکبر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || فخرکننده. مفتخر. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

فخر کننده مفتخر

جمله سازی با زاخف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 12 / 4 - الا وان الدعى بن الدعى قد ركز بنين اثنتين، بين السلة و الذلة، و هيهاتمنا الذلة، ياءبى الله لنا ذلك و رسوله و المومنون، وحجور طابت و طهرت، و اتوبحمية، و نفوس ابية، من ان نؤ ثر طاعة اللئام على مصارع الكرام، الا وانى زاخف بهذهالاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر .

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز